معنی عازر

معنی عازر

7 بازدید
[ زَ ] (اِخ) نام آن مردی است که عیسی (ع) او را بعد از مرگ زنده کرد. (منتهی الارب) (آنندراج): عازر ثانی منم یافته از وی حیات عیسی دلها وی است داده تنم را شفا. خاقانی. و رجوع به آزر شود.
[ زِ ] (اِخ) آزر. دوست ابراهیم. (عقدالفرید ج ۳ ص ۹۰). و همان است که در قرآن آزر و پدر ابراهیم معرفی شده است: {/Bوَ إِذْ قََالَ إِبْرََاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنََاماً آلِهَةً . ۱-۱۰۶:۷۴/}(قرآن ۶/۷۴). برخی از مفسرین گویند عموی ابراهیم بوده است. در تفسیر تبیان است که آزر جد مادری و یا عموی ابراهیم بوده است زیرا پدر ابراهیم از مؤمنان بوده است و از گفتار مجاهد نقل کند که آزر نام بت است. (تفسیر تبیان ج ۱ ص ۶۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «عازر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید