معنی عازب
6 بازدید
[ زِ ] (ع ص) آب و گیاه دوردست. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) شتران که شب در حی نیایند. (منتهی الارب). شاة عازب؛ گوسپندان دور در چراگاه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || مرد بی زن و بی اهل. ج، عزاب. || غایب و پنهان. (ناظم الاطباء).[ زِ ] (اِخ) کوهی است. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عازب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر