معنی عارض افروختن
7 بازدید
[ رِ اَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از غضبناک شدن و خشمگین گشتن.
کلمات همقافیه با «عارض افروختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر