معنی عاذل
7 بازدید
[ ذِ ] (ع ص) ملامت کننده. ج، عَذَله، عُذّال، عاذِلات، عَواذل. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات): مرا گفت ای ستمکاره بجانم به کام حاسدم کردی و عاذل.منوچهری. || (اِ) رگ خون استحاضه که از آن خون سیلان پیدا میکند. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || نام ماه شعبان یا شوال در جاهلیت. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی).
کلمات همقافیه با «عاذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر