معنی عادلة
7 بازدید
[ دِ لَ ] (ع ص) مؤنث عادل. رجوع به عادل شود. - حکومت عادلة؛ حکومتی که اساس آن بر عدالت بود. - فریضة عادلة؛ یعنی عدل در قسمت. (منتهی الارب). - قیمت عادلة در تداول؛ قیمت متعارف به نرخ معمول بازار.
کلمات همقافیه با «عادلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر