معنی عادات
8 بازدید
(ع اِ) جِ عادة. رجوع به عادت و عادة شود: در این دخمه خفته ست شداد و عاد کزو رنگ و رونق گرفت این سواد.نظامی. برانداختم دخمهٔ عاد را گشادم در قصر شداد را.نظامی. و رجوع به عاد شود.
کلمات همقافیه با «عادات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر