معنی عائل
8 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) از عیل. درویش. نیازمند. ج، عالَة و عُیَّل و عَیلی ََ. (منتهی الارب) (آنندراج): زنده از تو شاد از تو عائلی مغتذی بی واسطه بی حائلی.مولوی. || (از عول) غالب از هر چیزی. || ترازوی مایل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر