معنی عائب
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) عیب کننده. || شیر خفته. (منتهی الارب) (آنندراج). الخاثر من اللبن. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر