معنی عؤول
7 بازدید
[ عُ ئو ] (ع مص) کافی و بسند گردیدن عیال خود را. (منتهی الارب) (آنندراج). معاش و مؤونت دادن عیال را. (از اقرب الموارد). || گم کردن کسی را مادرش. (از منتهی الارب). || کفالت کردن و اداره کردن یتیم را. (از اقرب الموارد). عَول. رجوع به عول شود.
کلمات همقافیه با «عؤول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر