معنی ظوف
7 بازدید
(ع اِ) اخذه بظوف رقبته و بظاف رقبته؛ گرفت آن را همه یعنی به پوست گردن وی. || ترکته بظوفها و بظافها؛ گذاشتم آن را تنها.
کلمات همقافیه با «ظوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر