معنی ظهرة
7 بازدید
[ ظِ رَ ] (ع اِ) یاریگر. مددکار. ظهیر. ظُهرة. || قبیله و قوم مرد: جاءنا بظهرته؛ أی عشیرته.[ ظُ رَ ] (ع اِ) سنگ پشت. || مددکار. ظِهرة. ظهیر. || قبیلهٔ مرد: جاءَنا فی ظُهرته؛ یعنی با قوم خود.[ ظَ هَ رَ ] (ع اِ) متاع خانه. (مهذب الاسماء). رخت سرای. || قبیلهٔ مرد.
کلمات همقافیه با «ظهرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر