معنی ظمء
6 بازدید
[ ظِمْ ءْ ] (ع اِمص) تشنگی. || آرزومندی. || (اِ) مدت میان دو نوبت آب خوردن شتر. || مدت میان دو بار آوردن شتران بر آبخور. ج، اَظماء. || ظم ءالحیوة؛ از گاه بزادن تا گاه مرگ. || مابقی من عمره الّا قدر ظم ءالحمار؛ أی لم یبق منه الّا الیسیر، چه خر از دَواب زودتر از همه تشنه شود.
کلمات همقافیه با «ظمء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر