معنی ظعن
7 بازدید
[ ظَ عَ / ظَ ] (ع مص) رفتن. کوچ کردن. از جائی به جائی شدن : او نیفتد در گمان از طعنشان او نگردد دردمند از ظعنشان.مولوی.[ ظُ عُ / ظُ ] (ع اِ) جِ ظَعینة. رجوع به ظعینة شود.
کلمات همقافیه با «ظعن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عن» برای سرودن شعر