معنی ظرفیت نداشتن
6 بازدید
[ ظَ فی یَ نَ تَ ] (مص مرکب منفی) حوصله نداشتن. || استعداد نداشتن. محسن تأثیر گوید: مغلوب گشت دلبر غالب حریف من ظرفیتی نداشت نگار ظریف من. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ظرفیت نداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر