معنی ظرء
6 بازدید
[ ظَرْءْ ] (ع اِ) آب منجمد. || و خاک خشک بژاله و برد (کذا فی النسخ). (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ظرء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رء» برای سرودن شعر