معنی ظبیة
7 بازدید
[ ظَبْ یَ ] (ع اِ) تأنیث ظبی. آهوی ماده. ام الخشف. ام شادن. ام الطلا. || گوسفند ماده. || شَرم زن. || شرم ناقه (اصمعی گوید آن هر صاحب حافری راست و فراء گوید تنها در سگ ماده مستعمل است). || انبان یا انبان خُرد. انبانک سیم. کیسهٔ چرمین. خریطه. || خمِ وادی. || زهدان. || (اِخ) چاه زمزم. || نام سه اسب. || نام دو وادی. || نام زنی. || نام دو موضع: یکی بین ینبع و غیقه به ساحل دریا و ذوظَبْیة منسوب بدین مکان است و دیگری موضعی است در دیار جُهینة.[ ظَبْ یَ ] (اِخ) مادر ابوقتادهٔ انصاری و او از صحابیان است. حدیث عدم وجوب جهاد و نماز جمعه بر زنان از پیغمبر اکرم (ص) بدو خطاب شده و از وی مرویّ است. (قاموس الاعلام).[ ظَبْ یَ ] (اِخ) مادر ابوموسی اشعری. و به روایتی نام وی طفیه است. (قاموس الاعلام).[ ظَبْ یَ ] (اِخ) بنت وزیر الباهلیة. یکی از زنان ادیبه است و در اغانی نام وی آمده است.[ ظُ بَ یْ یَ ] (اِخ) نام جایگاهی و ظاهراً نام بلاد قوم حاجزالازدی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ظبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر