معنی ظاهرة
6 بازدید
[ هِ رَ ] (ع ص، اِ) تأنیث ظاهر. || زمین بلند. || ظاهرهٔ جبل؛ بالای کوه. ظاهرهٔ هر چیزی؛ بالای آن. || آبخور که آب آن به نیم روز خورند. آبخور شتران در نیم روز. || نیم روز. ظهر. || چشم بیرون جسته. || (اِ) قوم و قبیلهٔ مرد: جاءنا فی ظاهرته؛ أی فی عشیرته.[ هِ رَ ] (اِخ) از قراء یمامه است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ظاهرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر