معنی ظئار
6 بازدید
[ ظِ ] (ع مص) دایه گرفتن زنی یا ماده ستوری را برای طفلی یا بچهٔ ستوری. || دایه گردیدن. || مهربان گردیدن. || الطعن ظئارالقوم؛ طعن مجبور میکند مردمان را بر آشتی. || بینی ماده شتر را به غِمامه بستن تا مهربان گردد بر بچهٔ غیر و غمامه خرقه و پاره ای است برای این کار تا بوی بچهٔ غیر را نداند.
کلمات همقافیه با «ظئار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر