معنی ظأب
7 بازدید
[ ظَءْبْ ] (ع اِ) بانگ و فریاد و غوغا. || سخن. || آواز تکه هنگام مست شدن. آواز بز کوهی گاه برجستن بر ماده. || ستم. || شوی خواهر. یِزنه. || کسی که خواهر زن کسی را در خانه داشته باشد و او را سلف آن کس گویند. هم داماد. هم سلف. شوهر خواهر زن. باجناغ. همریش. همپاچه. هم دندان. ج، اَظْؤُب، ظُؤوب. || (مص) آواز کردن. بانگ کردن. || کدخدا شدن. ازدواج پذیرفتن.
کلمات همقافیه با «ظأب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أب» برای سرودن شعر