معنی طین ارمنی

معنی واژه طین ارمنی

7 بازدید
[ نِ اَ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گِل ارمنی. سرد است در درجهٔ اول و خشک است در دو درجه و ریشهاء امعاء را نیکو گرداند و راندن شکم را دفع کند و دمش خون را و سیلان منع کند و ریشهاء عفن را که در دهان پدید آید چون سرکه بهم آمیخته شود و بکار برده آید منفعت کند و به آن سبب که در آن خاصیتی که ریشهاء شش را نیکو گرداند و رطوبتی ناشایسته را که در آن بود خشک گرداند و نزله را سود دارد و شربت و طلاء آن طاعونها را دفع گرداند. (ترجمهٔ صیدنه). گِلی است سرخ رنگ که به تیرگی زند، اسحاق بن عمران گوید که: سرخی است بسیاهی زند و خوشبوی و مذاق وی ترابی بود و بزبان بچفسد و طبیعت وی سرد است در اول و خشک است در دوم، و گویند سرد و خشکست در اول. و بهترین آن دردی است که در وی رمل نبود چون سحق کنند و چون بر زبان نهند بچسبد خون را ببندد و طاعون را طلا کردن و خوردن نافع بود و جراحتها و قلاع را مفید بود و نزله ای که از سینه بریزد و از آن ضیق النفس پیدا شود هیچ دوائی به از وی نبود. مقدار یک مثقال استعمال کردن سل را مفید بود بسبب آن که ریش وی را خشک گرداند و جهت تب وبائی عظیم نافع بود، چنانکه گویند که در زمین ارمن وقتی وبائی بود که چند تن از آن بماندند و آن چند کس را چون تحقیق کردند همیشه این گل را اندکی خوردندی و این خاصیت را از آنجا معلوم کردند و ازبهر آنست که اطباء بشراب و گلاب فرمایند و اگر تب بود بگلاب و آب سرد. و شکستگی استخوان را بغایت مفید بود با اقاقیا طلا کردن و پوست بواسیر از مقعد بیرون آورد. و گویند مضر بود به سپرز و مصلح وی گلاب بود. و اسحاق بن عمران گوید: بدل وی طین حجازی بود که در اندلس معروف به انجبار است. و گویند بدل آن مغر است و بعضی گویند طین لاکی است. (اختیارات بدیعی). گلی است که از بلاد ایروان آرند، سرخ تیرهٔ جگری و با نرمی و اندک چربی میباشد، در دوم سرد و در آخر او خشک و در رفع وبا و طاعون و ردع اورام و قطع سیلان خون اعضا و اسهال مثل گل مختوم و جهت ضیق النفس و سل بغایت مفید و مضر سپرز و مصلحش مصطکی و گلاب بدلش طین حجازی تا دو درهم است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بپارسی گل ارمنی گویند، طبیعتش سرد و خشک است در اول چون به شربت انجبار میل کشد خون ببندد و طاعون را نفع دهد و نزله و ضیق النفس را سودمند آید و ریش شش را سودمند آید و خشک گرداند و تبهای وبائی را نافع بود و شربتی از آن نیم مثقال است.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید