معنی طیس

معنی طیس

6 بازدید
[ طَ ] (ع مص) بسیار گردیدن. (منتهی الارب). فراوان شدن. زیاد گردیدن. || (اِ) عدد بسیار. || هرچه بر زمین باشد از خس و خاشاک. || هر مخلوق کثیرالنسل مانند مور و مگس و هوام. || خاکریزها. || دریاها. طیسل در همهٔ معانی. رجوع به طیسل شود. || بسیاریِ هر چیزی از ریگ و آب و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ ] (اِخ) (بندر...) از بنادر قدیم و معتبر بوده است [ در بلوچستان ] و بمرور دهور خراب و معدوم الاثر شده بود. در سنهٔ ۱۲۸۲ هـ . ق. از خوانین مکران به وکیل الملک مرحوم اطلاع دادند که چنین بندری در لب دریا واقع است، وکیل الملک این بنده را در فصل تابستان در عین شدت و حرارت هوا بطور چاپاری روانه نمودند. عاجلاً به مکران رفته، میر عبداللََّه خان ضابط مکران را به اتفاق خود برده، همان محل را دیده، به اجازهٔ مرحوم وکیل الملک محض تصرف دولت روزافزون قلعهٔ مختصری بنا نموده و بیست خانوار هم از اهالی دشت در آن جا سکنا داده شد که از دست اندازی و تطاول اغیار محفوظ باشد، و سکنهٔ مزبور هنوز در آن جا متوقفند، و چون بندر مزبور در واقع بهتر و شایسته تر از چاه بهار است و مرتع هم دارد، برحسب امر و اجازهٔ اولیاء دولت علّیه، وکیل الملک غیر از قلعهٔ سابق، قلعه ای محکم و عمارات خوب و مرغوب از نو بنا گذاشته اند بمباشری میرزا محمدحسین کرمانی ساخته شده، و در هذه السنه (۱۲۹۴ هـ . ق.) که این بنده بسیاحت بلوچستان مأمور بود، مخصوصاً یک روز در آن جا توقف کرده سیر قلعه و تعمیرات آن جا را کرد، بسیار قلعهٔ خوبیست، و یک سمت بدنهٔ قلعه وصل بدریاست، قدری ناتمامی دارد که بنا و عمله در میان آن مشغول کارند، من بعد آبادی آن جا بهتر و جمعیتش افزونتر خواهد شد. آب آن جا نیز از چاه است لکن شیرین تر و گواراتر از چاه بهار است. دیوار بزرگی از سمت دریا کشیده اند برای بارانداز و غیره. حصن معتبری است، و اصل قلعهٔ نو در روی تپهٔ مرتفعی ساخته شده، از قبیل اشجار که در چاه بهار هست قلیلی هم در اینجا پیدا می شود. (مرآت البلدان ج ۱ ص ۲۷۹). جائی نزدیک چاه بهار. و در فرهنگ جغرافیائی ایران آمده است: دهی از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار در ۸ هزارگزی شمال چاه بهار کنار شوسهٔ چاه بهار به ایرانشهر. کوهستانی گرمسیر مالاریائی با۳۵۰ تن سکنه. آب آن از چاه و باران. محصول آنجا غلات و خرما و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن شوسه است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «طیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید