معنی طپنچه
7 بازدید
[ طَ پَ چَ / چِ ] (اِ) طپانچه. تپانچه. سیلی. لطمه: الملاطمة واللطام؛ با کسی طپنچه زدن. (مصادر زوزنی): اکنون او را طپنچه بر روی زد. (تفسیر ابوالفتوح چ ۱ ج ۱ ص ۷۶۰). عمر طپنچه بر روی او زد. (تفسیر ابوالفتوح ج ۳ ص ۳۰۵).
کلمات همقافیه با «طپنچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر