معنی طپش

معنی طپش

7 بازدید
[ طَ پِ ] (اِمص) تپش. عمل طپیدن؛ خفقان طپش دل. (منتهی الارب). اضطراب. ضربان قلب. طپش قلب. || نشستن و برخاستن آتش. || حرارت. گرمی. سوزش و التهاب : سیاوش بدو گفت انده مدار کزینسان بود گردش روزگار بنیروی یزدان نیکی دهش ازین کوه آتش نیابم طپش.فردوسی. کجا تره کان کاسنی خواندش طپش خواست کز مغز بنشاندش.فردوسی. دل کز طپش هیبت او تافته گردد گر ز آهن و روی است، چه آن دل چه زگالی. فرخی. آتشی از آسمان فرودآمد، و رعد و برق غریدن گرفت، چنانکه طپش بدیشان رسید. (قصص الانبیاء ص ۱۹۱). دریا کشم ز چاه غمت گر برآرم آه سوزد نهنگ را طپش آه زیر آب.خاقانی. احمد مرسل که کرد از طپش و زخم تیغ تخت سلاطین ز گال گردهٔ شیران کباب. خاقانی. از طپش عشق تو در روش مدح شاه خاطر خاقانی است سحر حلال آفرین. خاقانی. بگیرد از طپش تیغ و ز امتلای خلاف دل زمین خفقان و دم زمانه فواق.خاقانی. و رجوع به تبش شود.

کلمات هم‌قافیه با «طپش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید