معنی طپانچه زدن

معنی طپانچه زدن

5 بازدید
[ طَ چَ / چِ زَ دَ ] (مص مرکب) سیلی زدن کسی را. چک زدن. طپنچه زدن. لطمه زدن. زخم با کف دست زدن. ضفد. خمش. طرف. ذح. سفع. سفق. لفخ. لظه. لطس. لخ. لمه. طر. لخم. لدم. لخب. لهط. موج. (منتهی الارب): سفق، مطس؛ طپانچه بر روی کسی زدن. لباخ، تلاطم، ملاطمة، لطام، ملامخه، لماخ؛ طپانچه با هم زدن و یکدیگر را طپانچه زدن. لطع؛ طپانچه زدن بر چشم. لطم؛ طپانچه زدن بر رخسار و اندام. فشخ؛ طپانچه زدن بر سر کسی. (منتهی الارب): بناطوش کس فرستاد سوی کسری که بندوی را سوی من فرست تا دستش ببرم که وی طپانچه بر روی من زد و اگر نه جنگ را بیارای. (ترجمهٔ طبری بلعمی). به یکی گرم طپانچه که بر آن آلرتو برزدم جنگ چه سازی چکنی بانگ ژغار. بوالمثل بخاری (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). ز گفتار هر دو پشیمان شدند طپانچه به رخسارگان برزدند.فردوسی. ز بس طپانچه که هر شب به روی برزدمی بروز بودی بر روی من هزار نشان.فرخی. مادر موسی طپانچه بر روی خود زد. (قصص الانبیاء ص ۹۰). خود از در ریغ بر زمین زد بسیار طپانچه بر جبین زد.نظامی. زنم چندان طپانچه بر سر و روی که یارب یاربی خیزد ز هر موی.نظامی. لیلیش چنان طپانچه ای زد کافتاد برو چو مرده بیخود.نظامی. و طپانچه ای بر گردن من زدند. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ص ۲۲۱، ۲۲۴). که نه وقت آن سماع است که دف خلاص یابد بطپانچه ای و بربط برهد بگوشمالی.سعدی. گه عارض سیمین یکی را طپانچه زدی. (گلستان). ولی دو مهره چو هم پشت یکدگر گردند دگر طپانچهٔ خصمان بهیچ رو نخرند.ابن یمین. خواجه مرا نزدیک خود کشیدند، و طپانچه بر گردن من زدند. (انیس الطالبین بخاری).

کلمات هم‌قافیه با «طپانچه زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید