معنی طوماس
8 بازدید
[ طُ ] (اِخ) از حواریون عیسی (ع). (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۳۳).[ طُ ] (اِخ) آرتسرونی . مورخ قرن دهم م. (ترجمهٔ ایران در زمان ساسانیان ص ۴۶).[ طُ ] (اِخ) مرگائی . مؤلف کتاب حکام که در ۸۴۰ م. نگاشته است و از روابط فرقهٔ نسطوری با پادشاهان ایران بحث میکند و تاریخ عهد هرقل خسرو دوم را شرح میدهد. (ترجمهٔ ایران در زمان ساسانیان ص ۴۷).
کلمات همقافیه با «طوماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر