معنی طولون
6 بازدید
[ ] (معرب، اِ) به یونانی عرطنیثا است. (فهرست مخزن الادویه).[ ] (معرب، اِ) وزنی معادل نُه اوقیه، و آن را قوطول و اسکرجهٔ کبیره نیز گویند. (مفاتیح).(اِخ) از غلامان امرای سامانی که حکمران سامانی بخارا وی را بعنوان هدیه نزد مأمون ببغداد فرستاد و او آنجا بمناصب عالیه رسید و پسرش احمد که در ۲۴۰ هـ . ق. حائز مقام پدر شد و در ۲۵۴ به نیابت حکومت مصر مأمور گشت و مؤسس دولت بنی طولون شد. (ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام ص ۵۸). و رجوع به سفرنامهٔ ناصرخسرو شود.
کلمات همقافیه با «طولون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر