معنی طوطک
6 بازدید
[ طو طَ ] (اِ) طوطی. ببغاء. اسم عامی طوطی است که بعربی ببغاء نامند. (فهرست مخزن الادویه): و اندر دشتها و بیابانهای وی [ هندوستان ] جانوران گوناگونند، چون پیل و گرگ و طاووس و کرکوی و طوطک و شارک و آنچه بدین ماند. (حدود العالم). بر الواح ایوان کیوان مثالش سپیدآب قمری و زنگار طوطک. ؟ (از جُنگی خطی مورخ به ۶۵۱ هـ . ق.). || نام سازی است و در عرف الغوزه خوانند. میرنجات راست : ارغنون و نی و قانون برد از دل شک را کوک کن توتک و طنبور و دف و تنبک را. (از آنندراج). و در تداول محلی گناباد بر سازی دهنی که از گل پخته سازند اطلاق شود و در شمار بازیچه های کودکان است. رجوع به مقالهٔ آلات موسیقی ایران قدیم در مجلهٔ موسیقی شمارهٔ ۶ دورهٔ ۳ ص ۶۷ شود.[ طو طَ ] (اِخ) دهی از دهستان بوانات بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده در ۴۸ هزارگزی جنوب خاوری سوریان. کوهستانی و معتدل با ۱۲۵ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و تریاک. شغل اهالی زراعت. راه آن فرعی است. پاسگاه ژاندارمری دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «طوطک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طک» برای سرودن شعر