معنی طوط

معنی طوط

8 بازدید
(ع اِ) مار. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || پنبه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات) (مهذب الاسماء). قطن. (فهرست مخزن الادویه). || قطن بردی. لوئی. || (ص) مرد بلندبالا. (منتهی الارب). مرد دراز. (مهذب الاسماء). دراز. (منتخب اللغات). || (اِ) باشه. (منتهی الارب). || شب پره. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). خفاش. || (ص) خُرد. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). ریزه. || مرد سخت پیکار. (منتهی الارب). شدیدالخصومة. (منتخب اللغات). || دلیر. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || گشن تیزشهوت. (منتهی الارب). شتر مست و بیقرار برای گشنی. (منتخب اللغات). ج، اطواط.
[ طَ ] (ع مص) طیوط. تیزشهوت گردیدن گشن. بانگ کردن گشن. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «طوط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید