معنی طور سینا

معنی طور سینا

8 بازدید
[ رِ ] (اِخ) کوهی که موسی علیه السلام بدان بمناجات شد. نام کوهی که موسی بر آن با خدای تعالی بمناجات شدی. رجوع به طور شود: بازآمدند و گفتند آن امتان موسی (موشا) کایزد بُد آن نه موسی (موشا) بر کوه طور سینا. دقیقی. کوه طور سینا از مشاهیر جبال جهان است و ذکرش در قرآن بسیار آمده و موسی پیغمبر (ع) در آنجا نور الهی را بر سر درخت دید و شرف تکلیم یافت. (نزهة القلوب چ اروپا ص ۱۹۸). سیناء، بکسر سین و بفتح آن نیز آمده و در هر دو صورت ممدود. کوهی است. ابواسحاق گوید: سیناء حجاره ای است... آن کوهی است نزدیک ایلة و نزدیک آن شهرکی است که بروزگار پیغمبر اکرم و بسال نهم از هجرت فتح شد... جوهری گوید: طور سیناء کوهی است بشام و کلمهٔ طور در این مورد بکلمهٔ سیناء بمعنی درخت اضافه گردیده و بهمین گونه است طور سینین. و اخفش گوید: سینین درختی است و مفرد آن سینینه باشد. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «طور سینا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید