معنی طواحن
8 بازدید
[ طَ حِ ] (ع اِ) جِ طاحنه جِ طاحونة. دندانهای بزرگ. (منتهی الارب). دندانهای بزرگ پهن که طعام بدان سائیده شود و بفارسی آسیادندان گویند. (منتخب اللغات). دندانهای آسیا. اضراس. دوازده دندان که از پس ضواحک بود. (مهذب الاسماء). از پس انیاب شانزده دندانست دیگر، هشت زیر و هشت زَبَر. از هر سو چهار همه گرد و سرهاء آنها پهن است و درشت است آن را دندانهاء آسیا گویند و به تازی طواحن و اضراس نیز گویند و طواحن را آنچه زبرین است بیخها به سه شاخ است و آنچه زیرین است به دو شاخ. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «طواحن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حن» برای سرودن شعر