معنی طهنه

معنی طهنه

8 بازدید
[ طَ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در ۲۲ هزارگزی جنوب کرمانشاه و ۶ هزارگزی سروناو. دشت و سردسیر با ۶۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ مرگ. محصول آنجا غلات و حبوبات و تریاک و صیفی و چغندرقند و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و مکاری. در سه محل بفاصلهٔ یک هزار گز واقع و به علیا -وسطی مشهور و سکنهٔ آنجا بترتیب ۲۸۴ و ۲۴۵ و ۱۲۳ نفر است. طهنهٔ سفلی دارای خرابه ای است که فعلاً بارانداز مکاری های عثمانوند میباشد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ طَ نَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قزقان چای بخش فیروزکوه شهرستان دماوند در ۲۹۰۰۰ گزی خاور فیروزکوه و ۱۲۰۰۰ گزی شمال راه شوسهٔ فیروزکوه به تهران. کوهستان و سردسیر با۳۵۰ تن سکنه. و آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات و بنشن و عسل. شغل اهالی زراعت و مکاری و زمستان جهت خیاطی و سفیدگری بمازندران میروند. راه آن مالرو است. مزرعهٔ دریابیگ جزء این ده است و ایل اصانلو در تابستان به حدود این ده می آیند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «طهنه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید