معنی طهلئة
7 بازدید
[ طِ لِ ءَ ] (ع ص) طئلهة. طهیلة. احمق بی خیر. || (اِ) گل و لای که در حوض فروریزد بعد از آنکه اندوده باشند آنرا. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) تیرگی. || (اِ) ابر. یقال: ما فی السماء طهلئة؛ یعنی نیست چیزی در آسمان از ابر. (منتهی الارب). || جامه. یقال: ما علیه طهلیة؛ نیست بر او جامه ای. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «طهلئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر