معنی طهارت‌جای

معنی طهارت‌جای

5 بازدید
[ طَ رَ ] (اِ مرکب) مبرز. بربخ. مبال. کنیف. آبریز. مرحاض. آبخانه. بیت الخلاء. آبشتنگاه. متوضَّأ. کنایه از متوضی، و پسین مستعملِ بعضی متأخرین است. (آنندراج): بسیار نشستن بر سر چاه طهارت جای زیان دارد (بیماری بواسیر را). (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). عقل در دست یک رمه خودرای چون چراغ است در طهارت جای.سنائی. نقل است که شیخ چهل سال در مسجد مجاور بود، جامهٔ مسجد جدا داشتی و جامهٔ خانه جدا، و جامهٔ طهارت جای جدا. (تذکرة الاولیاء عطار).

کلمات هم‌قافیه با «طهارت‌جای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید