معنی طنجیر
7 بازدید
[ طِ ] (معرب، اِ) دیگ فراخ دهن حلواپزی (معربست)، بفارسی پاتیله. (منتهی الارب). پاتله. (نصاب). پاتیله. پاتیل. دیگ. (منتهی الارب). پاتله که آوند معروفست. (آنندراج) (غیاث). هلکاره. (ملخص اللغات حسن خطیب). هرکاره. (دهار). ج، طناجیر. (مهذب الاسماء). پاتیله، و این در اصل فارسی و معرب تنجیر است. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «طنجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر