معنی طنجور
6 بازدید
[ طِ ] (اِخ) دهی از دهستان چالان چولان شهرستان بروجرد در ۱۲ هزارگزی جنوب باختری بروجرد و ۲ هزارگزی خاور شوسهٔ بروجرد در جلگه، گرمسیر با ۳۵۴ تن سکنه. آب آن از رودخانه و قنوات. محصول آنجا غلات و تریاک. شغل اهالی زراعت. راه آن شوسه است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶)
کلمات همقافیه با «طنجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر