معنی طنبوره

معنی طنبوره

6 بازدید
[ طَمْ / طُمْ رَ / رِ ] (معرب، اِ) طنبور. رجوع به طنبور شود: درّاج کشد شیشم و قالوس همی بی پردهٔ طنبوره و بی رشتهٔ چنگ. منوچهری. خول طنبوره تو گوئی زند و لاسکوی از درختی به درختی شود و گوید آه. منوچهری. آن بلبل کاتوره برجسته ز مطموره چون دستهٔ طنبوره گیرد شجر از چنگل. منوچهری. - طنبوره (طنبور) از غلاف بیرون آوردن (بیرون کردن، از جوال بیرون کردن)؛ کنایه از فاش کردن راز است : آمدم با سخن که نتوان کرد از جوال شره برون طنبور.انوری. و در بعضی نسخ است : آمدم با سخن که طیره شوند از غلاف ار برون کنم طنبور.(از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «طنبوره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید