معنی طنبورزن
5 بازدید
[ طَمْ / طُمْ زَ ] (نف مرکب) نوازندهٔ طنبور. طنبوری. طنبرانی. (السامی). طنبورانی. (دهار): کبک ناقوس زن و شارک سنتورزن است فاخته نای زن و بط شده طنبورزنا. منوچهری.
کلمات همقافیه با «طنبورزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر