معنی طمو
8 بازدید
[ طُ مُ وو ] (ع مص) پر شدن آب دریا. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). برتر آمدن آب دریا و چاه و جوی. (زوزنی). برتر آمدن آب دریا و رود. (تاج المصادر). برآمدن رود. (منتخب اللغات). برآمدن و بلند گردیدن آب. (منتهی الارب). || بالیدن گیاه. || بلند گردیدن همت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر