معنی طمغا
7 بازدید
[ طَ ] (مغولی، اِ) نقش نشان و مهر خاص شاه بر فرمانها. رجوع به آل تمغا و آل طمغی و تمغا شود: ملطفه ها را نزدیک امیر برد همه نشان طمغا داشت و به طغرل و داود و یبغو و ینالیان بود. (تاریخ بیهقی ص ۵۳۸).
کلمات همقافیه با «طمغا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غا» برای سرودن شعر