معنی طمعکار
9 بازدید
[ طَ مَ ] (ص مرکب) طامع. طماع. حریص : پیش راه حرص پیری چوب نتواند گذاشت بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند. صائب. - امثال: طمعکار رنگش زرد است.
کلمات همقافیه با «طمعکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر