معنی طمش
10 بازدید
[ طَ ] (ع اِ) مردم. گویند: ما ادری ای الطمش هو؛ ای ایّ الناس؛ یعنی ندانم که چه مرد است او. ج، طموش. گویند: وحش و لا طمش من الطموش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر