معنی طمحان
7 بازدید
[ طَ مَ ] (اِخ) نام مردی. صاحب عیون الاخبار دربارهٔ وی آرد: طمحان نزد قومی رفت که نزد آنان رنجوری بازمیگشت. طمحان آن قوم را بدین امر تسلیت گفت. گفتند وی نمرده است، طمحان بازگشت و چند بار تکرار کرد: انشاءاللََّه میمیرد. (از عیون الاخبار ج ۲ ص ۵۲).
کلمات همقافیه با «طمحان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر