معنی طم

معنی طم

6 بازدید
[ طِم م ] (ع اِ) آب. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || آنچه بر آب گرد آید یا آب آورد. (منتهی الارب). گیاهی که بر آب باشد و آب او را بیرون اندازد. (منتخب اللغات). || دریا. (دهار) (منتخب اللغات) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). || (ص) کثیر. (منتهی الارب). عدد بسیار. (منتخب اللغات). || مال بسیار، و منه: جاء فلان بالطم و الرم؛ ای بالمال الکثیر. || مرد رسا. (منتهی الارب). زیرک. (منتخب اللغات). || شگفت. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || آنچه ازو شگفت آید. (منتخب اللغات). در شگفت آورنده. (منتهی الارب). || شترمرغ نر. (منتهی الارب) (منتخب اللغات) (فهرست مخزن الادویه). || شرم کلان مرد. (منتهی الارب). || اسپ نیک. (منتخب اللغات). اسپ نیکورو. (منتهی الارب).
[ طَم م ] (ع مص) بسیار گردیدن آب. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). طُموم. || پر کردن خنور. (منتهی الارب). پر کردن ظرف. (منتخب اللغات). || غالب آمدن. غلبه کردن. (دهار). بسیار شدن چیز بحد فوق شدن و غالب گردیدن. (منتهی الارب). قوی و افزون شدن چیزی. (زوزنی). دشوار گشتن. || موی بریدن. (تاج المصادر). بریدن مو. (منتخب اللغات). بریدن موی را یا گره زدن. (منتهی الارب). گره زدن و بافتن مو. (منتخب اللغات). || بر درخت برآمدن مرغ. || سبک شدن. (منتخب اللغات) (منتهی الارب). طمیم. || نرم نرم رفتن. نرم نرم دویدن. طمیم. (منتهی الارب). || بروی زمین رفتن. (منتخب اللغات). || انباشتن. (تاج المصادر). بسنگ گرفتن چاه. (منتخب اللغات). چاه انباشتن. (زوزنی). درانباشتن چاه و برابر کردن. || گُزیدن بعضی از چیز را. (منتهی الارب). || پیراستن. || بروز چیزی درآمدن. (زوزنی).

کلمات هم‌قافیه با «طم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید