معنی طلیل
8 بازدید
[ طَ ] (ع ص، اِ) خون رایگان رفته. || شیرین. || بوریا، یا از برگ درخت بوی جهودان یا از شاخ نخل یا از پوست آن بافته. ج، اَطِلّة، طِلّة، طُلُل. (منتهی الارب). حصیر. (مهذب الاسماء). حصیری که از برگ خرما و جز آن بافته باشند. (منتخب اللغات).[ ] (اِخ) منزلی در راه کرک که دارای گیاه دفلی فراوان بوده است. رجوع به عیون الانباء ج ۱ ص ۱۳ شود.
کلمات همقافیه با «طلیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر