معنی طلسة
7 بازدید
[ طُ سَ ] (ع اِ) رنگ خاکی که بسیاهی زند. (از اقرب الموارد). || ابر نازک. رجوع به طُلَس شود. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «طلسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر