معنی طلبکار
7 بازدید
[ طَ لَ ] (ص مرکب) داین. غریم. بستانکار. وام ده. وام خواه. کسی که پول یا کالائی از دیگری باید به او برسد. || طلبنده. خواهان و آرزومند. زغبوت. (منتهی الارب). خواستار: روزی که جدا ماندمی از تو ز پی من صد راه رسول آمده بودی و طلبکار.فرخی. طلبکار باید صبور و حمول که نشنیده ام کیمیاگر عجول.سعدی. طلبکار خیر است و امیدوار خدایا امیدی که دارد برآر.سعدی. به دیدار وی زی سپاهان شدم به مهرش طلبکار و خواهان شدم.سعدی. که و مه طلبکار عمرند و بس کسی را به مردن نیاید هوس.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «طلبکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر