معنی طلاکوب
7 بازدید
[ طِ / طَ ] (نف مرکب) آنکه ورقهای طلا و نقره را بسازد. میرزا طاهر وحید راست: دلم شیوهٔ یار را پیشه کرد که گشتم طلاکوب این رنگ زرد. ملا طغرا راست : به کف دارم از پنجه خایسک درد ز بهر طلاکوبی رنگ زرد.(از آنندراج).
کلمات همقافیه با «طلاکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر