معنی طلاوة
6 بازدید
[ طَ وَ ] (ع مص) چشم داشتن. || درنگ کردن. (منتهی الارب).[ طَ / طِ / طُ وَ ] (ع اِمص) خوبی. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). نیکوئی. (مهذب الاسماء). || شادمانی. (منتهی الارب). بهجت. (منتخب اللغات). || قبول. (منتخب اللغات). پذیرائی دل. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). پذیرائی. و منه: سمعتُ کلاماً علیه طلاوة. || جادوئی. (منتهی الارب). سِحر. (منتخب اللغات). || (اِ) پوست تنک مانندی سر شیر یا سر خون. || طعام باقیماندهٔ در دهن. || آب دهن که بجهت بیماری و جز آن بسته گردد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طلاوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر