معنی طلاق گرفتن
6 بازدید
[ طَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) هشتن شوی. رها شدن زن از قید زوجیت : دختر رز که گرفته ست ز خصم تو طلاق باد در عقد مدام تو ز فتوای هوا. سنجر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «طلاق گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر