معنی طفشیل
7 بازدید
[ طِ / طَ ] (ع اِ) نوعی از طعام باشد و آن عدس مقشرکرده است که با سرکه پزند و خورند. (برهان). عدس مقشر است که با سرکه پخته باشند و به فارسی عدسی نامند. (مخزن الادویه). عدس مقشر است که در سرکه پخته باشند و از اغذیهٔ قدیمیه و مقوی معدهٔ حاره و قلیل الغذا و جهت تبهای مرکبهٔ بلغمی و صفراوی و قطع نمودن حیض و سلس البول و تسکین حدت خون و صفرا نافع و مضر امراض سوداوی و اعضای عصبانی و قاطع باه و مصلحش شیرینی هاست. (تحفهٔ حکیم مؤمن): و طعام، طفشیل و کوک با سماق یا با زرشک فرمایند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). اگر قلاع (کودک) سرخ است مادر را فصد و حجامت فرمایند و طعام او طفشیل از عدس مقشر فرمایند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و از چیزهاء خنک که اندر این باب [ باب تدبیر زنی که شیر او بسیار باشد و از آن پستانها را درد خیزد ] سود دارد طفشیل است که از عدس و سرکه پزند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «طفشیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر